تهران – ایرنا – یک تحلیلگر اقتصادی معتقد است، آینده اقتصاد ایران در طول جنگ تحمیلی جاری و دوره پس از آن، کاملاً تحت تأثیر اهداف انتخاب شده و شیوه مبارزه با دشمن است و نیازمند تعریف مسیرهای جدید برای توسعه کشور هستیم.
مجید شاکری در گفت و گو با خبرنگار اقتصادی ایرنا، با اشاره به تأثیر مستقیم شیوه جنگیدن بر آینده کشور گفت: آینده اقتصاد ایران در طول جنگ جاری و دوره پس از آن، کاملاً تحت تأثیر اهداف انتخاب شده و شیوه مبارزه با دشمن است. در این برهه حساس، تلاطم آشکاری بین استراتژی توسعه بلندمدت و روشهای کنونی جنگیدن وجود دارد. نحوه کنونی مبارزه، ورودیهای جدیدی را بر سیاست صنعتی و توسعهای کشور تحمیل میکند که نیازمند تعریف مسیرهای جدید است.
این تحلیلگر افزود: تجربه جنگ ۱۲ روزه و وضعیت «نه جنگ، نه صلح» نشان داد که چگونه اتمام جنگ (با هر نتیجهای) بر اقتصاد سایه میافکند. انتخابات اخیر، گزینههای توسعهای را به سمت موضوعات جدیدی سوق داده است و همین امر، نحوه جنگیدن را به یک فاکتور تعیینکننده در مسیر توسعه تبدیل میکند.
وی تأکید کرد: هرچه زمان بیشتری از آغاز درگیریها میگذارد، احتمال موفقیت کشور بیشتر میشود، موضوعی که مورد پذیرش ناظران آگاه قرار گرفته است.
شاکری درباره ورودیهای جدید برای سیاست صنعتی و توسعه آتی گفت: شرایط کنونی، چند ورودی کلیدی برای برنامههای توسعه آتی ایران به همراه دارد. با توجه به درگیری در دو جبهه از سمت غرب، برنامه توسعه آتی ایران ناگزیر باید شامل انتقال بخشی از خطوط لجستیکی حیاتی به شرق کشور باشد، همان اهمیتی که در جنگ ۱۲ روزه مشخص شد اما فضای «نه جنگ، نه صلح» مانع از حرکت یکپارچه در این مسیر بود.
وی با اشاره به لزوم تغییر مسیر توسعه، افزود: متناسب با این جابجایی لجستیکی، نیاز به برنامه توسعه صنعتی جدیدی است که صنایع پیرامون واردات اساسی (به ویژه مواد غذایی و صنایع تبدیلی) را در خود جای دهد.
وی ادامه داد: ایران پس از این جنگ، به احتمال زیاد، یک تعریف شمالی-جنوبی متفاوت از گذشته خواهد داشت؛ این امر لزوم تعریف یک کریدور توسعه جدید شرق-غربی را گوشزد میکند. نقطه آغاز این کریدور احتمالاً سیستان و بلوچستان و نقطه پایانی آن کردستان و آذربایجان خواهد بود.
این کارشناس در خصوص بازسازی خسارات ناشی از این جنگ توضیح داد: بازسازی خسارات ناشی از این جنگ، بار جدیدی بر سالها رکود سرمایهگذاری اضافه میکند. اما مسئله اصلی فردای جنگ، تأمین مالی توسعه است، نه صرفاً بازسازی. بسیاری از روابط و گرههای اقتصادی که اکنون توسط تهاجم مشترک آمریکا-اسرائیل تخریب میشوند، میتوانند پایهای برای تخریب خلاق باشند. نباید لزوماً همان چیزی را ساخت که قبل از جنگ وجود داشت.
شاکری با طرح یک ایده نوین در توسعه شهری گفت: میتوان نگاه جدیدی به توسعه شهری داشت؛ مناطقی که تخریب گسترده شدهاند، میتوانند به آزمایشی برای تعریفی نوین از نسبت شهر و امنیت تبدیل شوند تا در مقابل جنگهای بعدی مقاوم باشند. چشمانداز توسعهای مطرح شده، مستلزم راه حلهای تأمین مالی است. پس از یک دوره انقباض پولی، اکنون زمان برداشتن هدفمند این انقباض و مبتنی بر برنامه فرا رسیده است.
این تحلیلگر با اشاره به تراز پرداختها گفت: اگر بتوان شکلی از آتشبس به دست آورد که جریان تأمین مالی تراز پرداختها را فراهم کند و نگرانی از رشد افسارگسیخته نرخ ارز را مرتفع سازد که این چشمانداز دور از دسترس نیست، آنگاه میتوان از ظرفیت بدهی دولت استفاده کرد. نسبت کسر بودجه به تولید ناخالص داخلی در ایران پایینتر از بسیاری از کشورهای جهان است، اما به دلیل نگرانی از شوکهای سمت عرضه و نرخ ارز، این ظرفیت تاکنون به درستی استفاده نشده است.
شاکری خاطرنشان کرد: شیوه جنگیدن ما ورودیهایی برای یک برنامه توسعه جدید فراهم میکند؛ در صنایع نظامی، صنایع تبدیلی و مواد غذایی، و در تعریف نسبت اقتصاد شهری و امنیت مرزها. این برنامه میتواند امکان تعریف دستکم دو برنامه توسعه ۱۰ ساله متفاوت را فراهم کند.
